محمد الريشهري
397
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
قبرهايشان به محشر بيايند . صالح عليه السلام بر ناقهاش برانگيخته مىشود ، فرزندانم ( حسن و حسين عليهماالسلام ) بر شتر من ، عَضباء ، برانگيخته مىشوند و من ، سوار بر بُراق برانگيخته مىشوم كه گامَش تا دورترين نقطه نگاهش است . بلال ، سوار بر شترى از شترهاى بهشت برانگيخته مىشود و بانگ ناب اذان را سر مىدهد و از روى راستى و درستى ، شهادت مىدهد و چون بگويد : " أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه " ، همه اهل ايمان ، از اوّلين و آخرينِ آنها ، همصدا با او گواهى مىدهند . پس ، از هر كه بايد پذيرفته شود ، پذيرفته مىشود و از هر كه نبايد پذيرفته شود ، پذيرفته نمىشود . 7334 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : چون روز رستاخيز شود ، من خودستايى نباشد نخستين كسى هستم كه زمين برايش شكافته مىشود . به دنبال من ، بلالِ مؤذّن و در پىِ او ، ديگر مؤمنان ، از گورهايشان بيرون مىآيند و بلال ، در حالى كه دستش را بر گوشش نهاده است ، بانگ بر مىآورد كه : " گواهى مىدهم كه هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست ، و محمّد ، فرستاده خداست . او را با هدايت و دينِ درست فرستاد تا آن را بر هر دينى ، پيروز گردانَد ، هر چند مشركان ، خوش نداشته باشند " ، و ديگر مؤذّنان ، با او همصدا مىشوند ، تا اين كه به دروازههاى بهشت مىرسيم . 7335 . سنن النسائى به نقل از سائب بن يزيد : روز جمعه ، هر گاه پيامبر خدا بر منبر مىنشست ، بلالْ اذان مىگفت و چون از منبر فرود مىآمد ، اقامه مىگفت . 7336 . سنن الترمذى به نقل از عون بن ابى جُحَيفه : پدرم گفت : بلال را ديدم كه اذان مىگويد و مىچرخد و دهانش را اين طرف و آن طرف مىكند و دو انگشتش را در گوشهايش قرار داده است . پيامبر خدا نيز در خيمه سرخ رنگش بود . فكر مىكنم كه گفت : خيمه چرمى . پس بلال با چوبْدستىاى كه نوك فلزى داشت ، بيرون آمد و آن را در شنها فرو برد و پيامبر خدا به طرف آن ، نماز خواند ، در حالى كه از برابر او سگ و الاغ عبور مىكردند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله جامهاى قرمز به تن داشت ، به طورى كه انگار درخشندگى ساقهاى پايش را مىديدم . 7337 . الطبقات الكبرى به نقل از ابن ابى مُليكه يا ديگرى : در روز فتح مكّه ، پيامبر خدا به